جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
518
تحفة الملوك ( فارسى )
قوهء فاعله غضبيه ، و قوهء فاعلهء شهويه . و طرف افراط و تفريط هريك قبيح است و مذموم است ؛ و اعتدال و حدّ وسط در آنها ، كه حسن و ممدوح است ، عبارت است از همان ملكهء عدالت و سداد . و بعد از اين ايضا در ضمن جداولى كه تسطير آنها در نظر مىباشد زيادتى توضيحى از براى مطلب خواهد شد ان شاء اللّه تعالى . و اما هدى ، به ضم هاء و فتح دال ، پس عبارت است از هدايت يافتن و دلالت پذيرفتن و در امور ، صاحب معرفت و بيان و نفوذ بصيرت گرديدن . و احتمال مىرود كه هدى به فتح هاء و سكون دال باشد ، و مراد از آن ، طريقهء مرضيه و مذهب پسنديده است كه اين كس او را گرفته است و مذهب و مسلك خود قرار داده است . و اما برّ ، پس عبارت است از اتساع در احسان و احاطه نمودن به تمام نيكىها و حيازت نمودن جميع خيرات دينيه و دنيويه و اخرويه را . و اما تقوا ، پس عبارت است از حفظ نمودن نفس و اجتناب دادن او را از شرور و معاصى و مكاره ، و تنزيه فرمودن قلوب را است از ذنوب و گناهان و الزام نمودن عبادت و طاعت خداوند را و نگاه داشتن طريقهء خشيت و هيبت او را . و غالبا در احاديث تعبير از اين حالت به ورع ايضا نموده شده است . و اصل معناى ورع ، كفّ نمودن و بازداشتن نفس است از محرّمات ؛ و لكن استعمال نموده مىشود در كفّ نمودن نفس از شبهات و مكروهات و مباحات ، از جهت خوف و تشويش و احتياط نمودن از وقوع در محرّمات ؛ چنانكه در حديث نبوى است كه فرمودند كه « لا يكون الرّجل من المتّقين حتّى يدع ما لا بأس به مخافة ان يكون فيه بأس » « 1 » ، يعنى نمىباشد مرد از جملهء متّقين تا وقتى كه ترك نمايد چيزى را كه مباح است و عيبى در آن نيست از جهت ترسيدن آنكه شايد در آن عيبى و باكى باشد . و اكثر چيزهايى كه در شرع حكم به كراهت آن شده است از اين باب و از اين جهت است كه شايد وسيلهء داخل شدن اين كس در حرام بشود . چنانكه فرمودهاند كه « من رتع حول الحمى اوشك أن يقع فيه » « 2 » ، يعنى كسى كه بچرد و بگردد در دور و اطرافى كه قريب به
--> ( 1 ) . اعلام الدين ديلمى ، ص 334 ، حديث هفتم با مقدارى اختلاف . ( 2 ) . نهج البلاغه ، شرح ابن ابى الحديد ، تحقيق محمد ابو الفضل ابراهيم ، ج 14 ، ص 373 ؛ با مقدارى اختلاف و متن نهج البلاغه چنين است : « . . . من وقع فيها كالراعى الى جنب الحمى اوشك أن يقع فيه و يفعله » .